تبليغاتX
هنر معاصر سنندج
هنر جدید کردستان
 گفتگو با میکائیل رحمانی، باني هنر جديد در كردستان

 

اشاره/: متن حاضر گفتگوی آرزو ياري خبرنگار و محقق با میکائیل رحمانی مدیرهنری نمايشگاه هنرمعاصر سنندج است. موضوع مورد بحث مسائلي درباره اين نمايشگاه است که بحثهای زیادی را ایجاد کرده و به آن پرداخته نشده  است.  

آرزو ياري/ من می خواستم درباره آغاز این جریان مفصل صحبت کنید که گفتید در هفته نامه "ندای گروس" گفته های شما در این مورد چاپ شده است. به این ترتیب من برای آغاز از شما می خواهم به طور خلاصه بفرمایید چگونه این جریان را آغاز کردید.

میکائیل رحمانی/ این جریان بر می گردد به بهار سال 1387 زمانی که من با هنرمعاصر آشنا شدم و به تهران رفتم و از استادم آقای سوری كمك گرفتم. آشنایی من با هنر معاصر از طریق کلاسها و ارتباط با ایشان و نیز پژوهشهایی بوده که درباره هنر معاصر و نیز عکاسی معاصر ادامه پيدا كرد. از همان سال تا به امروز من تمام وقت برای هنر معاصر در سنندج تلاش کرده ام. در اولين روزهايي كه اين حركت را آغاز كردم هيچ كس تمايل نشان نمي داد، اما كم كم تعداد هنرمندان زياد شد.

از کلاسهایی که در تهران با آقای سوری گذرانده اید، بیشتر بگویید.

من دقیقا 8 کلاس در تهران رفتم که اول عکاسی معاصر بود که سال گذشته رفتم. نمایشگاه هم در میانه آن بود نمایشگاه هنر معاصر اول را می گویم. که به عنوان پروژه کلاس ارائه کردم. بعد امسال کلاسهای بیشتری را رفتم که زیبایی شناسی، هنر معاصر، نقد عکس، پژوهش در هنر از آقای سوری و پروفرمنس از آقای بهپور را گذراندم. می خواهم این را هم اشاره کنم که من این کلاسهایم را به عنوان دانشگاه می انگارم. می دانید که در ایران هنر معاصر آکادمیک نیست و هنرمندان یا در خارج از کشور و یا به همین روش با هنرمعاصر آشنا می شوند. البته وضع برای هنرمندان شهرستانی خیلی بدتر است. من هم که از سنندج هر هفته یکبار به تهران می رفتم به مدت دو سال از همه چیز خودم گذشته بودم . هر چند برایم خیلی هیجان انگیز بود.

 چه چیزی هیجان انگیز بود؟

اینکه هر هفته دو روز از سنندج به تهران بروم و در کلاسهایی شرکت کنم که در پایان آن مدرک دانشگاهی نخواهد داشت فقط دانش هنر معاصر بود و هنر معاصر. هر چند که خیلی سخت و وخیم بود. منظورم موقعیت ام و نوع زندگی ام در تهران که به سختی سپری می شد.

اگر به نمایشگاه برگردیم باید از مکان نمایشگاه شروع مي كنم. هدف شما از انتخاب آن مکان چه بود؟ می دانید که براي برخی از مخاطبان و حتي هنرمندان جالب نبود.

برای آن مکان دلیل های زیادی دارم، اول اینکه نمایشگاهی این چنین بزرگ و حجیم از نظر تعداد آثار را مسلما نمی توان به مکانی مثل نگارخانه برد. در ضمن بنظر من محل نمایشگاه یک مانیفست خیلی مرتبط با شرایط فعلی و موضوع نمایشگاه است. مکانی نیمه کاره، رها شده و نامطبوع. من اینها را برای فصلنامه ژیوار هم گفته بودم. بعد در چنین ساختمانی هم فضا برای آزادی عمل هنرمندان بیشتر بود. مردم در حالتی دیگر با هنر مواجه می شدند. و چیزهای زیادی دیگر...

البته من راضی نشدم باید دقیق تر توضیح بدهید. چگونه ساختمان را برای یک برنامه تقریبا شخصی هنری اجاره گرفتید؟

آنجا را اجاره نکردم. و مالکین آن که نمی خواستند حتی به عنوان حامی اسمشان آورده شود عنایت زیادی داشتند و ساختمان را در اختیار این پروژه گذاشتند. من یک هفته کامل به همراه یک کارگر ساده به تمیز کردن ساختمان مشغول بودم. کارگر در روزهای آخر بخاطر گرد و غبار و موادی که آنجا سالها مانده بود مریض شد.

چرا خودتان کار می کردید؟    مجبور بودم چون پول زیادی نداشتم و خیلی کارها را مجبور بودم خودم انجام بدم.

منابع مالی نمایشگاه از کجا تامین می شد؟ گفتید مستقل است. اما انگار هزینه زیادی شده بود.

من از هنرمندان مقداری هزینه(چهل هزار تومان) جهت ورودی نمایشگاه گرفتم و اما خودم به عنوان سرمايه گذار هزینه زیادی خرج کردم. حتی قرض بعضی کارها مانده.

بگوید که دقيقا خودتان چقدر هزینه كردید؟    حدود یک میلیون و اندی برای این نمایشگاه هزینه کردم.

در نمایشگاه چه در سال گذشته (كه من آن نمایشگاه را از نزدیک ندیده ام) و همچنین در سال جاری در کنار عنوان آثار متنی آروده شده. چگونه در این باره صحبت می کنید.

اصراری نداشتم، من از هنرمندان می خواستم اگر مایلند متنی را در کنار اثر بیاورند. البته این امر مهم است و بر روی درک مخاطب از اثر تاثیر خوبی دارد. من به اين بخش و اهميت زيادي مي دهم.

با اين وجود مخاطب نسبت به برداشت اثر محدود می شود.

مخاطب با این وجود نیز تلقی های خود را خواهد داشت و به متن محدود نمی شود. اثر هنری واقعا نمی تواند هر آنچه که هنرمند دقیقا در نظر داشته به مخاطب انتقال دهد. ببخشید آنطور که ما توقع داریم انتقال بدهد. و ارتباط با اثر هنری همیشه نسبت به زمینه و حاشیه های اثر و مخاطب متفاوت خواهد بود. اما متن می تواند در این ارتباط کمک کننده باشد.

من می بایست سوالهای مختلفی بپرسم. موضوع نمایشگاه موردی ست که می تواند جالب باشد. شما آخرزمان را انتخاب کرده بودید. چگونه به این موضوع رسیدید؟

این موضوع برایم جالب است. مردم همیشه دراین باره حرف می زنند. در کتابها، رسانه ها و هر جا که می رویم از این حرفها زده می شود. به همین خاطر احساس کردم می تواند مسئله ايي مهم باشد که می توان از این راه مسائل امروزی را بیان کرد.

برای آخرین سوال منتقداني در ایران و هنرمنداني در کردستان عقیده دارند که هنرجدید یا نیوآرت در غرب به پایان خود رسیده است و این نمایشگاهها را تکرار گذشته غربی ها می دانند. شما به عنوان بانی این جریان در کردستان چه جوابی دارید.

هرکس می تواند عقیده خود را بیان کند. اتفاقا بهتر است. نقد و بررسی چنین فضایی خیلی مفید خواهد بود و هنرمندان نباید فقط برای تازه بودن چنین جریانی در آن شرکت کنند. اما ببینيد، باید بدانیم که اینطور نیست. فکر نمی کنم که این جریان در غرب فراموش شده باشد. شما بینال سال جاری ونیز را ببینید که هنرمندان مهم دنیا در آن شرکت کرده بودند و مهمترین کشورهای غربی در آن غرفه داشتند. شما چقدر در چنین فضای آوانگاردی چیدمان اجرا ویدیو و.. دیدید. اکثر آثار در همین قالب ها بودند. من فکر نمی کنم که گرایشات هنرجدید در جهان تمام شده باشد. بلکه سراسری شده. امروزه در شانگهای، آرژانتین، آلمان، ونیز، و حالا در سنندج نمایشگاه هنر معاصر برگزار می شود و منتقدان درباره شان می نویسند و مورد توجه است. نقاشی و هنرهاي مدرن اقتدار زیادی دارند اما نگاه ویژه ایی به چنین نمایشگاههایی هم وجود دارد. البته باید بگویم که آن چیزی که تمام شده رویکردهای خنثی هنرمندان دهه های شصت است و حالا باید تفاوت قائل باشیم . در ایران این برداشت اشتباه باعث شده تا نسبت به ادامه این جریان بدبین باشیم.

آرزو ياري: با تشکر از شما

|+| نوشته شده توسط م.ر در یکشنبه 14 اسفند1390  |
 متن برخی هنرمندان درباره آثار خود

هژیر ابراهیمی،چیدمان، بی آبان

 پیش بینی وضعیت آینده در صورت ادمه روبط تولیدی صنعتی.

نوید ستاربخش، چیدمان، ()

 ایجاد سوال در شرایطی وهم آلود با قرار دادن مخاطب در یک فضای صوتی بدون دخالت عنصر بصری. این اثر با حذف زیبایی شناسی بصری در حقیقت نوعی چیدمکان صدا یا ساند آرت محسوب می گردد.

عرفان شهیاد، چیدمان- نور، صفحه فلزی، پرده آخر؛ نسیان

این نشانه ها باید کافی باشد تا برای به جا آوردن اثری که تو آن را نسبتا خوب می شناخته تایی. حال گویی اثر شناسنامه خود را گم کرده است. و تو زیاد کلافه نیستی از گیجی، گنگی و بهت خودت . شاید از آنکه می دانی خود نیز در زمانی نسیا می شوی ، نا چندان مهم ، نام خویش را نیز از یاد ببری.

 سارا ساعدی نژاد، چیدمان ، همه چیز خیالی ست

با موضوع نمایشگاه موافق نبودم و دوستا نداشتمئ در باره ان فکر کنم . از این رو سعی کردم که اثری خلق کنم و فضایی ایجاد کنم تا مخاطب بر خلاف التهاب نمایشگاه و مکان اش به ارمش و حالتی خوش دست پیدا کند.

شیما فرهادی، چیدمان عکس، حافظه

همیشه ترسی از تعقیب در وجود همه دختران و زنان در کوچه ها و خیابان های شهر وجود دارد. ایت واهمه بخشی از وجو زن را فراگرفته و همیشه هراه اش است.

شیلان برهانی ، ویدیو، درخت زندگی (پایان پایان)

ما از زندگی دور شده ایم . اینم اثر اشاره می کند به این زندگی از دست رفته. اما در اپیزود پایانی اشاره می کن به این که شاید آخرالزمان پایانی باشد برای پایان همه انچه که ما را از هستی دور کرده و نوید می دهد که زندگی باز هم جریان پیدا خواهد کرد.

|+| نوشته شده توسط م.ر در دوشنبه 21 آذر1390  |
 متن سخنرانی استاد حمید سوری به مناسبت دومین نمایشگاه هنر معاصر سنندج

مهمترین مسئله این است که آنچه را که تحت عنوان هنر معاصر می شناسیم چیست؟ آیا قابل تعریف است؟ و یا قابل محدود کردن است؟ و یا مولفه های بسیار ویژه و مشخصی دارد؟ این چالشی است که هنر معاصر عامدانه به آن پرداخته. در دهه های اخیر اگر نقطه شروع و درستی را برای هنر معاصر بخواهیم درنظر بگیریم طبعا باید از دهه شصت آغاز کنیم. دهه 1960 میلادی دهه خیزش های مردمی و دانشجویی و جنبش های فمینیستی،طرفداران محیط زیست و جنبش های ضد نژاد پرستی و امثالهم بود. همه چیز در این دهه به زیر سوال رفت، من جمله هنر. از این دهه هنرمندان آثاری خلق کردند که مسئله اصلیشان به زیر سوال بردن هنر بود. هنر به بن مایه ها، پایه و مبانی هنر حمله کرد. و تا آنجا پیشرفت که  گفتند هنر ربطی به زیبایی شناسی ندارد. در حالیکه هنر همیشه با زیبایی شناسی ارتباطی تگاتنگ دارد. همیشه مهارت در اجرا مهم بوده و همیشه فرم ، اساسی برای هنر محسوب می شد. لذا از این دهه شاهد گرایش هایی هستیم که هم تعریف فلسفی، تئوری و نظری هنر را به زیر سوال می برد  و نیز به نهاد های هنری، موزه ها و مکانیزمی که خرید و فروش و انتشارو تولید آثار را در دستور کار دارند، حمله می کند. حال دیگر هنر محدود به یک گرایش، محدوده فکری و محدود به موضوع نیست.این در دوستور کار هنر کانسپچوال (در دهه شصت و هفتاد) و هنر معاصر قرار گرفته است. نکته مهم این است که از این دهه ما شاهد خلق آثاری شدیم که ناب گرایی دوران گذشته را نمی توانستند بپذیرند. در دوران مدرن ناب گرایی رسانه ایی و تجربه زیبایی شناسی از مهمترین دغدغه هنرمندان بود. لذا هنر در جهت حذف اضافات بود. این ناب گرایی یعنی اینکه نقاشی باید نقاشی و مجسمه باید مجسمه یاقی بماند و عکاسی باید عکاسی باقی بماند. اما از دهه شصتبه بعد ما شاهد گرایشهایی هستیم که اتفاقا این ناب گرایی رسانه ایی را بر نمی تاید. نیاز امروز ما از اینجاست که رسانه های دیگر اهمیت پیدا کردند. تلفیق رسانه ها مهم شد. هنرهای تجسمی در یک بن بست شکنی از مجسمه و نقاشی و عکاسی فراتر رفت. با فرارفتن از رسانه ها موضوع ها هم متنوع شدند. در گرایش های جدید ما شاهد این هستیم که آثار هنری تا پژوهش های انسان شناسانه و یا مانند یک پژوهش جامعه شناسانه و تا دغدغه محیط زیستی پیش می روند و تنوع دارند. هنر معاصر به سمتی پیشرفته که در عین حال دغدغه مهم هنرمندان تعریف هنر است. تعریف خود هنر، ذات هنر، محدوده هنر، ناخالصی های هنر، سیاست هنر و تاریخ هنر هست. و در این حال دغدغه های فرهنگی – سیاسی و اجتماعی نیز دارند.

هنرمعاصر نمی خواهد توهم ایجاد کند. هنر، نمایشی نیست که زندگی را به نمایش دربیاورد. عکس تصویری نیست که واقعیت موجود را به نمایش درآورد . نقاشی تصویری نیست که واقعیت را به نمایش درآورد. یک عنصر اساسی در هنر معاصر این است که خود انعکاس است. مدام تکرار می کند که این تصویر است، این شی است، این رسانه است و... . هنر معاصر راه حلی ارایه نمی کند و نه آنقدر بی خیال که به چند فرقه آثارش را خلاصه کند. آن چیزی که هست، نقش رهبر، پیامبر و هدایت کننده را برای خود قائل نیست اما نقشی که مدام تلنگر می زند و کسی که یادآور می شود، هست. کسی که تناقض را نشان می دهد. و اما در مورد این نمایشگاه؛ دوستان نوشته اند اینجا تئاتر است و علامت سوال، یک جا گفته اند نمایش در ساعت فلان. امروز در جایگاهی نیستیم خیلی بر سر این عنوان ها جنگ کنیم. نمایشگاه مهمی دو سال پیش در نیویرک برگزار شد که 10 تن از عکاسان برتر جهان در آن شرکت داشتند، که عنوان نمایشگاه این بود"این عکس نیست". و یا یک انتشارات عکاسی کتابی را منتشر کرده با عنوان"عکاسی و شاید هم نه". و یا مثلا فرق فیلم و ویدیو را بدانیم چیست و یا فرق نمایش و پرفورمانس را بدانیم. امروزه اینها دغدغه مهمی نیستند. به خاطر اینکه برخی آثار کجا قرار بگیرند عناوین مختلفی به انها اطلاق می کنیم. اثر آقار کیارستمی وقتی در درون سینما نمایش داده می شود فیلم، و وقتی در گالری نمایش داده شود ویدیو آرت است. و ممکنه بین ویدیو و فیلم یک اثر در نوسان باشد. در گذشته ناب گرایی سبکی داشتیم. منحصر به فرد بودن اثر هنری مولفه اول هنر بود. هنر معاصر اینها را به زیر سوال برد. گفت، اورجینالیتی یعنی چه؟ چند درصد از آثار هنرمندان اورجینال هست؟  هر چند از این جهت در هنر معاصر یک سری مولفه هایی را داریم. اما آنها مشخص و محدود نیستند.

همه اینها هست ولی ما به دوران قبل از دهه شصت برنگشتیم. حال یک تعادلی ایجاد شده که من در نمایشگاهی که امروز بودم (منظور نمایشگاه هنر معاصر سنندج) به یکی از دوستان عرض کردم در این نمایشگاه نقاشی هم باشد مشکلی نیست. امروز آن خصومتی که هنر جدید با نقاشی و مجسمه به شکل قبلی داشته ندارد. منتها انتظار این است که نقاشی اگر در دورن هنر جدید است همان نقاشی نباشد.

گرفته شده از هفته نامه "ندای گروس" شماره های 34و35، آبانماه 1390

گزارش و گردآوری مطالب: مرتضی حق بیان

|+| نوشته شده توسط م.ر در دوشنبه 21 آذر1390  |
 گزارش کامل دومین نمایشگاه هنر معاصر سنندج

اشاره/ دومین نمایشگاه هنر معاصر(هنر جدید) با عنوان "آخرالزمان" در سنندج برپا شد. هنرمندانی از سنندج و دیگر شهرهای ایران شرکت کردند. واکنش بازدیدکنندگان در نوع خود با محل نمایشگاه و آثار ارایه شده جالب بود. غالب هنرمندان جوان بودند. در این میان استادان با تجربه ایی چون هادی ضیاالدینی، مسعود مرادسلیمی و عثمان نیک منش نیز به چشم می خورد. در این زمینه گزارشی که سه بخش دارد تهیه شده. بخش نخست بیوگرافی کوتاهی ست درباره بانی نمایشگاه میکائیل رحمانی. بخش دوم آن گزارش مختصریست از سخنرانی مهمان ویژه نمایشگاه حمید سوری (منتقد و مدرس هنر) که اختصاصا برای این نمایشگاه دعوت شده بود. ایشان در محل موسسه تاش درباره تاریخچه این نگرش هنری و همچنین خود آثار ارایه شده در نمایشگاه سخنرانی کردند. بخش سوم هم اشارات کوتاهی ست از برخی از شرکت کنندگان در این نمایشگاه در مورد آثارشان.

نوشته شده توسط؛ مرتضی حق بیان

هفته نامه "ندای گروس" شماره های 34 آبانماه 1390

|+| نوشته شده توسط م.ر در دوشنبه 21 آذر1390  |
 "هنر معاصر سنندج" در "هنر فردا"

خوشبختانه دومين نمايشگاه "هنر معاصر سنندج" كه مرداد ماه سال جاري به صورت مستقل برگزار شد، بازتاب بسيار خوبي در محافل هنري ايران  داشته است. جدا از اینکه در سایتها و منابع اینترنتی مختلفی عنوان شده در مهمترین رهیافت در مجله "هنر فردا" بازاتاب داده شده است. این مجله كه فصل نامه ايي بين المللي مربوط به هنر معاصر ايران و خاور ميانه مي باشد و به دو زبان انگليسي و فارسي ارائه مي شود گزارشي را از اين نمايشگاه چاپ كرده است. گزارش و بررسي نمايشگاه توسط اميرعلي قاسمي هنرمند و مديرهنري نوشته شده است. در اين گزارش به بررسي آثار و ويژگي هايشان پرداخته شده و نيز به اينكه نمايشگاه در ساختماني نيمه كاره برگزار شده، اشاره شده است.  سپس اسامي هنرمندان را آورده و به حضور استاد حميد سوري منتقد سرشناس هنر در سنندج اشاره كرده است. اميد است كه در نمايشگاههاي آينده به اين جريان اینچنین اهميت داده شود.

|+| نوشته شده توسط م.ر در چهارشنبه 16 آذر1390  |
 نگاهی به دومین نمایشگاه هنر معاصر(هنر جدید) سنندج
 

نویسنده: هژیر ابراهیمی

هنر جدید، ماهیت و تاریخچه آن خود بحثی مفصل و ریشه ایی است که پرداختن به آن مستلزم صرف وقت و نیازمند اطلاعات ویژه ایی است. آنچه در پی می آید نگاهی است کوتاه به دومین نمایشگاه هنر معاصر(هنر جدید) سنندج که طی دو سال گذشته تحرک ویژه ایی به فضای هنری استان داده است.

اوایل اردیبهشت ماه  امسال نیز مانند سال گذشته ، زمانی که خبر نمایشگاه را از میکائیل رحمانی شنیدم اولین مسئله ای که به ذهنم آمد چگونگی برقراری ارتباط میان این نوع هنر و فضای هنری استان بود. جایی که اساتیدی چون هادی ضیاالدینی ، فردین صادق ایوبی، عثمان نیک منش، مسعود مراد سلیمی  و.. حضور دارند و جامعه ایی در حال گذار از یک زندگی سنتی به مدرنیته است "هنرجدید" چگونه می تواند رشد کند. چه موانع و فرصت هایی بر سر راه هنر جدید - که خود هنوز در مراحل اولیه رشد و بالندگی است- وجود دارد. 

برگزاری نمایشگاه سال قبل به خوبی نشان داد که علاوه بر اشتیاق هنرمندان استان، مردم نیز خواهان رویارویی با با پدیده های جدید هنری می باشند و این در شرایطی بود که هنرمندان شرکت کننده در آن نمایشگاه عموما از نسل هنرمندان جوان سنندج بودند و با نوعی نگرانی نسبت به اقبال عمومی حاضر به ارائه آثار خود شدند. در آن شرایط حضور آقای صادق ایوبی بود که موجبات دلگرمی بیشتر را فراهم می کرد.

نمایشگاه امسال با حضور بیش از 36 هنرمند برگزار شد که تعداد 18 نفر از آنان از استان تهران در نمایشگاه حضور پیدا کردند. علاوه بر این حضور اساتیدی همچون هادی ضیاالدینی ، عثمان نیک منش، مسعود مراد سلیمی در نمایشگاه امسال نشان داد که برگزاری چنین نمایشگاهی گرچه سابقه طولانی در استان و حتی کشور ندارد اما فضای هنری ما به خوبی مستعد برگزاری آن می باشد. که دلیل اصلی آن را می توان همین فضای فرهنگی آشفته و در حال گذار دانست که ذهن هنرمند آن را به خوبی درک کرده و با توسل به اشکال مختلف هنری در پی ارائه و نمایش آن است. دقت به این مسئله نمایانگر تفاوت محسوسی است که میان ذهن هنرمندان جوان استان و سایر هنر مندان شرکت کننده در نمایشگاه امسال وجود داشته است.

نگاهی به آثار ارائه شده در نمایشگاه امسال نشان می دهد که ذهن هنرمند و نوع نگاه وی به مسائل پیرامون و اندیشه ایی که موجب خلق اثر هنری می شود تابع مستقیمی از نوع زندگی و شرایط اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و حتی اقلیمی می باشد.

آثاری چون بالاو پائین از آرش زمان ، همه چیز خیالی ست از سارا ساعدی نژاد ، پرده آخر: نسیان  از عرفان شهیاد و () از نوید ستار بخش و بی آبان از هژیر ابراهیمی در قالب یک چیدمان محیطی اجرا شده بودند و مخاطب را تماما در محیط اثر قرار می دادند در حقیقت مخاطب مشخصا مفهوم در حال نمایش را تجربه می کرده و علاوه بر آن رابطه کلاسیک برقراری ارتباط با یک اثر تجسمی را که عموما یک رابطه خطی از طریق بینایی بود(یعنی اثر به مثابه تابلو) را پشت سرگذاشته بودند. می توان از این شکل از ارائه اثر هنری (چیدمان محیطی)  چنین نتیجه گرفت که ذهنیت این هنرمندان در همان حالت گذار اجتماعی و فرهنگی را هم اکنون در حال تجربه می باشد و از طریق ایجاد چنین محیطی سعی در همگانی کردن تجربه شخصی خود دارند. 

در طرف دیگر هنرمندان غیر بومی و سایر اساتید  هرمندان سنندجی قرار داشتند . آنان مخاطب را به تماشای اثر خویش فرا می خواندند بگونه ایی که ارتباط با آثار آنان متضمن همان رابطه خطی بصری بوده و در مقایسه با توضیحات قبل می توان گفت این شکل از اجرا (ارائه اثر هنری) نیز در چنین نمایشگاهی (با توجه به این مسئله که در این جا موضوع نمایشگاه معنی اثر را تحت تاثیر قرار می دهد.) ناظر به این مسئله است است که در ذهن این هنرمندان از  یک دیدگاه ناظر به مسئله آخرالزمان که موضوع نمایشگاه امسال بود نگاه می کنند و این مسئله را از یک طرف به علت تجربه بیشتر اساتید است و از طرف دیگر ناشی از نوع زندگی این دسته از هنرمندان که تجربه زندگی انتقالی را پشت سرگذاشته اند .

با توجه به این مسائل است که می توان گفت شرایط اجتماعی و فرهنگی استان هنرمندانی را پرورش داده است که اکنون با دیدگاهی وسیع در حال تجربه یک حالت گذار از زندگی اجتماعی هستند که از یک سو درگیر گذشته غنی فرهنگی است و از دیگر سو در راه پیشرفت های فنی و اقتصادی این مرحله امکانات وسیعی از لحاظ ایده پردازی و اجرا در اختیار هنرمند قرار می دهد. که برگزاری نمایشگاههای هنر جدید در دو سال گذشته نمایانگر این موضوع است.

نگاهی به آثار هادی ضیاالدینی،پروش نصرتی، حدیث صادق ایوبی، آریز قادری ، میکائیل رحمانی و شیلان برهانی نشان داد که ذهن هنرمندان استان ، هرچند شامل نسل های متفاوت و دیدگاه های نظری مختلف می باشند، به صورت یک طرفه درگیر زندگی آینده نیست و از دست رفتن برخی شاخصه های زندگی سنتی یا حل شدن در مدرنیسم هم از دغدغه های آنان به شمار می آید.

یکی از ویژگی های بارز نمایشگاه حضور مخاطبان عام بود، مردمی که در سال گذشته برای اولین بار با چنین پدیده هایی تحت عنوان هنر آشنا شدند و امسال نیز مانند گذشته و حتی به مراتب استقبال بیشتری از آن به عمل آوردند که باید صمیمانه از ایشان تشکر کرد.

مساله ایی که در ذهن اکثر مخاطبان  وجود داشت ؛ تلقی از هنر جدید  به عنوان هنر خواص است. شنیده می شود که فهم و درک از هنر معهاصر برای عوام مشکل است . نیازمند اطلاعات تخصصی در مورد هنر می باشد. این برداشت نادرست است. غافل از اینکه ذات هنر برقراری ارتباط است و مهم تر اینکه هنر معاصر و تئوریهای اخیر جایگاه زیادی را برای مخاطب قائل است و مخاطب را در برداشت از اثر آزاد می گذارد .

گذشته از موانعی که بر سر راه هنر استان به ویژه هنر جدید قرار دارد که مهمترین آنها نبود امکانات و حمایت های مالی و پشتیبانی های اجتماعی است، امید می رود که این ذهنیت های خلاق مسیر تکاملی خویش را پیموده و حتی این محدودیتها را به عنوان فرصتی برای خلق آثار خویش استفاده کنند. کما اینکه نمایشگاه امسال با موضوع آخرالزمان در ساختمانی نیمه کاره برگزار شد که خود نمایانگر یک وضعیت آشفته و در حال گذار بوده است. مکانی که عبور و مرور در آن مشکل بود، نر کافی نداشت، داری هیچ یک از امکانات گالری نبود و..  اما همه اینها به گونه ایی فضایی را فراهم کرد که نشان می داد آنچه در حال اتفاق است همان حرکت است. حرکتی که امید می رود صرفا به برگزاری نمایشگاه محدود نشود و. بیش ار پیش در ذهن مردم و هنرمندان استان کردستان ادامه یابد.

 

|+| نوشته شده توسط م.ر در یکشنبه 30 مرداد1390  |
 عکسهای دومین نمایشگاه هنر معاصر سنندج
 

|+| نوشته شده توسط م.ر در چهارشنبه 19 مرداد1390  |
 حضور حمید سوری در دومین نمایشگاه هنر معاصر سنندج
 

در دومین روز از برگزاری دومین نمایشگاه هنر معاصر در سنندج جناب آقای سوری استاد تاریخ هنر- هنر معاصر و عکاسی با حجضور در شهر سنندج به دیدن آثار در نمایشگاه و گفتگو با هنرمندان در اربطه با آثارشان پرداخت. همچنین بعد از این در همان روز و در آموزشگاه هنری تاش  به سخنرانی در مورد هنر معاصر جهان و منطقه و نیز مسائل مربوط به نمایشگاه حاضر از جمله برگزاری آن در ساختمانی نیم ساز و موضوع آن و.. پرداختند.

سخنرانی آقای سوریمتن کامل سخنرانی آقای سوری بعد از چاپ در هفته نامه ندای گروس در وبلاگ منتشر خواهد شد. 

|+| نوشته شده توسط م.ر در سه شنبه 18 مرداد1390  |
  دومین نمایشگاه هنر معاصر - سنندج

 

پستر از فواد شریفی

 

دومین نمایشگاه هنر معاصر سنندج در هفته آغازین مرداد ماه سال 1390 در ساختمانی در شهر سنندج برگزار گردید. این نمایشگاه شامل 42 اثر از 36 هنرمند از سنندج و تهران بوده است. که هنرهای مختلفی همچون؛ چیدمان،فتوآرت،ویدیو آرت، پرفورمنس، مجسمه و طراحی را در بر می گیرند.

هدف از برپایی نمایشگاه  را آشنایی و ارتباط بهتر مردم، هنرمندان و دوست داران هنر با انواع "هنرهای جدید"  همچنین ایجاد فضایی برای امکان پذیری ارائه اثر هنری از طرق جدید را از دیگر اهداف نمایشگاه می باشد.

حضور اساتید کردستانی (هادی ضیاالدینی، مسعود مراد سلیمی، عثمان نیک منش) از جنبه های بارز و قابل توجه نمایشگاه محسوب می شود. همچنین 18هنرمند که از تهران در این نمایشگاه آثاری از خود ارائه کردند.که با همت امیر علی قاسمی امکان پذیر شد. اتفاق مهم دیگر که در روزهای نمایشگاه افتاد، حضور آقای "حمید سِوری" (مدرس تاریخ هنر، هنر معاصر و عکاسی) در نمایشگاه و گفتگو با هنرمندان درباره آثارشان بود . همچنین یک نشست تخصصی در آموزشگاه هنری تاش برگزار شد که آقای سوری به بررسی ابعاد مختلف نمایشگاه و کلیتی از تاریخ هنر معاصر پرداختند. که در ادامه خواهد آمد.

ایشان به بیان مولفه های هنر مدرن و بررسی کوتاهی از رابطه آنها با جریانهای هنر معاصر و همچنین مهم ترین ویژگی های هنر در دوران اخیر پرداختند. در پایان به سوالات حاضرین پاسخ دادند . که بحث هویت در دوره معاصر و رابطه آن با هنر پیش کشیده شد.

وجه بارز این اتفاق مستقل بودن آن است. مکان و انتخابش خود بخش مهمی از کلیت نمایشگاه با موضوع خاص اش است، چرا که مخاطب بجای رفتن به گالری به ساختمانی نیمه کاره رفته و در همگامی مداوم با خطرات ممکن با آثار هنرمندان روبرو می شود.نمای داخلی ساختمان را آجر، بتون و ماسه تشکیل داده بود. از در ورودی شکسته گرفته تا راه پله های غیر ایمن و راه رو های دهشتناک و تاریک با ستون های بلند و قطور مخاطب را با التهاب و ترس و خستگی با آثار روبرو می کرد.  در حقیقت هنرمندان آثار خود را در فضایی نامطبوع، سخت و رها شده با مخاطب در میان گذاشتند.برگزاری چنین نمایشگاهی در ساختمانی در شهر دارای ویژگی های خاصی است و جنبه متفاوتی را به اثر و کلیت پروژه می دهد .

هنرمندان شرکت کننده از سنندج؛ هژیر ابراهیمی، ساراساعدی نژاد، آرش زمان، شیما فرهادی، عرفان شهیاد، میکائیل رحمانی، شیلان برهانی، هادی ضیاالدینی، مسعود مراد سلیمی، عثمان نیک منش، نوید ستار بخش، حدیث صادق ایوبی، فواد شریفی، شاهو رستمی، رامیار خاطری، آریز قادری، ، پروش نصرتی، مهسا گودرزی .

هنرمندان میهمان؛ نجف شکری، شادی نویانی، مهتا سقفی ، امیرعلی قاسمی، مجتبی امینی، محمد خداشناس، جلال الدین انوری، نگار فرجیانی، زروان روحبخشان، نیلوفر لهراسبی، نسترن صفایی، امیرعلی محبی نژاد، سارا مبین، ندا غرقی ، پندار نبی پور، نیلوفر ذوالفقاری،  گلرخ برومندی ملیکا شفاهی

مدیر هنری : میکائیل رحمانی

 با تشکر از : هژیر ابراهیمی -جلال ویسی -بهزاد کارگری - متین  پساینده -  آموزشگاه هنری تاش- پارکینگ گالری - لابلاتوار چاپ عکس پارادیزو-انجمن سینما جوان ایران دفتر سنندج-  چاپ دارا -     آقای محمودی-

|+| نوشته شده توسط م.ر در سه شنبه 11 مرداد1390  |
 
 
بالا